بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئينه بينايان 7

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

شرعى و سلوكى طريقى هر عضوى را بر آنچه مخلوق است براى آن و از آن تجاوز نمىتواند چنانچه فرموده : و المشاهدة حبس الباطن كه ديدهء بصيرت غير از مشهود به چيز ديگر نظر نمىكند و الا مشاهده ثمرى ندارد و فقرهء ما بعد شرح اين است كه مىفرمايد : جعل اللّه جميع الجوارح فى حبس العلم فلا يطلق جارحة من سجنها الّا بعلم فمن اطلقها من سجنها به غير علم فقد خرج من حبس العلم و عصى و تعدّى » يعنى حقتعالى تمامى اعضا را در حبس علم محبوس نموده ، پس رها نمىشود عضوى از زندان خود ، مگر با علم يعنى چشم بمحرّمات ، و گوش به غيبت ، و دست ، بمال و خون خلق ، و پاى بجاى نامناسب نمىتواند برود مگر با حدودى كه شرع قرار داده ، پس هركس آنها را رها كند بىعلم ، پس خارج شده از حبس و حدود علم ، و عصيان و سركشى ، و تعدّى و تجاوز كرده ، بر حقتعالى و امر او . و ازاين‌جهت فرموده كه : « العلم قيد العبوديّة و حبس الحقّ فمن اطلقها به غير علم » يعنى علم زنجير است مىكشد بر عبوديت و مملوكيت حق و حبس حق است پس هركس زنجير بندگى و عبوديت را برداشت يعنى عمل ظاهرى به آداب علم ظاهرى و عمل باطنى به اخلاق علم باطنى نكرد . « فقد خرج من العبوديّة و استعمل الحرّيّة » يعنى از بندگى و طوق آن بيرون شده و خود را حرّ و آزاد كرد ، و اين بعينه مضمون كلام حضرت سيد سجاد عليه السلام است در موقعى كه از دم در خانهء بشر حافى عليه الرّحمة مىگذشتند ، و صداى غنا و طنبورى شنيدند ، و كنيزى از آن بشر بيرون شده بود ، آن حضرت از او پرسيد كه صاحب اين خانه حرّ است يا عبد ؟ گفت حرّ است فرمود حرّ است كه اين كار را مىكند ، چون كنيزك اين كلام را به او رسانيد متأثّر شده ، پابرهنه از عقب امام ( ع ) دويده تائب شده ، و لذا هميشه پابرهنه مىگرديد . قوله : « العلم موكّل بالكلام و الوجد موكّل بالخرس » يعنى علم ظاهرى و دراست ، يا سلوك بىجذبه ، موكّل است و موكول بر كلام لسانى ، و افاده و استفاده ، و ليكن وجد ، حالتى است كه موكّل است بسكوت ، و گنگى زبان ، زيرا كه وجد علمى است كه از ديدن مشهود ، و جذبه بىاختيار ، عارض مىشود و كيفيت آن به زبان و تقرير نمىآيد ، بلكه علم ظاهرى را محو و منسىّ مىكند ، پس حال وجد و جذبه ، راه خاموشانست ، و طريق بىنشانان